این خبر شهرزاد نیوز از برگزاری رفراندوم در پرتغال سخن می گوید تا تصمیم گرفته شود که آیا سقط جنین باید قانونی شود یا خیر. نزدیک به چهار دهه از اولین کنفرانس آزادی زنان بریتانیا می گذرد. کنفرانسی که یکی از چهار محور اصلی بحث در آن، « سقط جنین درخواستی» بود و هنوز سقط جنین به دلایل متعدد، جایگاهی محوری در سیاست فمینیستی دارد.
بارزترین عنصر « ضدزن» بودن خدمات بهداشتی و درمانی، « سقط جنین» است که در نقش اتوریته مرسالار وارد عمل شده و حق زنان بر بدن خود را محدود می کند. از سوی دیگر، ایدئولوژی جنسی مبتنی بر نظام سرمایه داری مردسالارانه است که معنای خانواده و مادری به آن وابسته است و به طور مرتب بازتولید می شود.
فمینیست ها موضع گیری های متفاوتی در رابطه با « سقط جنین» دارند. برای مثال، سوسیال فمینیست ها مبنای بحث تئوریک خود را بر دو اصل اختبار بر تن داشتن و تصمیم گیرنده بودن استوار کرده است. فمینیسم های فرهنگی منع سقط جنین را بخشی از سیاست های تحمیلی نهادینه کردن مادری می بینند. از سوی دیگر هستند فمینیست های مسیحی که همچون بخش وسیعی از فمینیست های مسلمان، سقط جنین را قتل نفس می دانند؛ هرچند معنای تاریخی واژه قتل نفس خود بسیار متنوع و متفاوت است.
فمینیست ها هر موضع گیری که نسبت به سقط جنین داشته باشند، در یک مورد با یکدیگر تقریبن متفق القول هستند. تقریبن همه فمینیست ها سقط جنین را بخشی از یک مبارزه تاریخی طولانی مدت و به مراتب گسترده تر علیه معنای کلیشه ای و قالبی از خانواده، احساس جنسی و حس مادری می دانند. هرچند نباید این نکته را از نظر دور داشت که در بسیاری موارد تصمیم گیری درباره سقط جنین در ارتباط و تعامل با سایرین شکل می گیرد و احساسات دیگران نیز در تصمیم گیری زن نقشی بسیار مهم پیدا می کند.
سینا در این نوشته به نکته کلیدی مهمی اشاره می کند:
+ رفراندوم و حقوق انسانی
Permalink |
Comments 0
.::
نظرات خوانندگان
|