Home | Contact | Archives


 

   
 

پنجشنبه ۲۷ اردیبهشت ۸۶

 



«زن بودن برای من چه معنایی داشته است؟ تا چهل سال تمام وانمود می کردم که زن بودن تفاوتی ایجاد نمی کند. روشنفکر بودم و روشنفکر یعنی روشنفکر. من با روشنفکر شدن، هویت بزرگسالی خود را بر الگوی تعارض و مخالفتی عمدی قرار داده بودم.

من به عنوان روشنفکر می توانستم احساس حاد زنانه ی طرد شدگی ام را با پناه بردن به سنت فردگرایی افراطی، نه به عنوان یک زن که به عنوان یک فرد، مانع شوم. همانگونه که قبلن تن نداده بودم که به من برچسب "کودک" بزنند، حالا نیز خود را "زن" نمی دانستم. من، من بودم.

وقتی بالاخره شروع به تحقیق کردم تا ببینم زن بار آمدنم به واقع چه تاثیر متفاوتی در سرنوشت من داشته است، به یکباره همه چیز برایم روشن شد. این دنیا، دنیایی مردانه بود. کودکی من با اسطوره هایی گذشته بود که مردان ساخته بودند و واکنش من در برابر آنها اصلن شبیه آن نبود که اگر پسر می بودم می داشتم. این انقلاب شخصی من در یک جمله خلاصه می شود: من که می خواستم درباره خودم حرف بزنم، به این نتیجه رسیدم که برای این کار نخست باید وضع زنان را به طور کلی توصیف کنم. جنس دوم خلق شد، من چهل ساله بودم.»

سیمون دوبووار

Permalink | Comments 0
 


 

.:: نظرات خوانندگان