 |
| |
چهارشنبه ۲۹ آذر ۸۵ |
|
 |
|
موهایم را خشک می کند...در آینه زل می زنم به رگه های عسلی میان موهایم...می گوید چقدر این رنگی بهت میاد...فکر می کنم هوس است دیگر...... ادامه ...
Permalink
|
| |
چهارشنبه ۲۹ آذر ۸۵ |
|
 |
|
کدام ابلهی من + تو = ما را وضع کرده است؟... ادامه ...
Permalink
|
| |
سه شنبه ۲۸ آذر ۸۵ |
|
 |
|
چند وقتی هست که این ایده پلیدانه به سرم زده که در راستای اینکه یک مدت وبلاگ نویسان می امدند ده وبلاگی که بیشتر به آن سر می زنند یا علاقه دارند را معرفی می کردند، ده وبلاگی را که... ادامه ...
Permalink
|
| |
جمعه ۲۴ آذر ۸۵ |
|
 |
|
من باید گزارشی درباره زندگی شبانه مردم تهران و به خصوص جوانان بنویسم. تکیه اصلی این گزارش روی پارتی های شبانه تهران مثل " اکس پارتی" یا " سکص پارتی" و ... خواهد بود. من برای نوشتن این گزارش شدیدن... ادامه ...
Permalink
|
| |
پنجشنبه ۲۳ آذر ۸۵ |
|
 |
|
عزیز نسین داستان کوتاهی دارد به اسم "The house on the border" که نمی دانم به فارسی هم ترجمه شده است یا نه. داستان درباره زن و شوهر جوانی است که خانه بزرگی را در محله ای خوب بسیار ارزان... ادامه ...
Permalink
|
| |
سه شنبه ۲۱ آذر ۸۵ |
|
 |
|
من از همین تریبون خدمت هیئت تحریریه رادیو زمانه اعلام می کنم که از دیشب وب سایت آنها با اکانت من فیلتر شده است.... ادامه ...
Permalink
|
| |
دوشنبه ۲۰ آذر ۸۵ |
|
 |
|
نیما گفت ابوذر کتاب فروش را عضو اتحادیه ناشران و کتاب فروشان کرده اند... یکی از همین روزها باید به سراغش برویم و یک نسخه از مصاحبه چاپ شده اش را تحویلش دهیم. از ته دل لبخند می زنم...... ادامه ...
Permalink
|
| |
شنبه ۱۸ آذر ۸۵ |
|
 |
|
پتویم را تا بالای سر روی خود می کشم، پاهایم را جمع می کنم، چشم ها را می بندم و گم می شوم در جادوی شمارش ها...... ادامه ...
Permalink
|
| |
سه شنبه ۱۴ آذر ۸۵ |
|
 |
|
او تنها سه چیز را دوست می داشت: طاووس های سپید، مراسم دعای شامگاهی و نقشه های قدیمی آمریکا را. او نفرت داشت از گریه ی کودکان، مربای تمشک و بی تابی های زنانه ...و او مرا برای همسری برگزیده... ادامه ...
Permalink
|
| |
دوشنبه ۱۳ آذر ۸۵ |
|
 |
|
بعضی روزها تاب می خوری میان باورها... و یک سوال... که آزادی را دوست تر داری یا امنیت؟... ادامه ...
Permalink
|
| |
شنبه ۱۱ آذر ۸۵ |
|
 |
|
چند روز پیش آقای روبو مطلبی با عنوان " ابزارهای لازم برای ورود موفق به وبلاگستان" را نوشته بودند و این ابزارها را معرفی کرده بودند. خب راستش من پیش خودم شرمنده شدم، چون دروغ چرا بعد از بیشتر از... ادامه ...
Permalink
|
| |
جمعه ۱۰ آذر ۸۵ |
|
 |
|
برف می بارد...... ادامه ...
Permalink
|
| |
چهارشنبه ۸ آذر ۸۵ |
|
 |
|
اگر روزهایت همیشه با قضاوت ها، دریدگی ها و نگاه های مردم ( بخوان مردان) در مورد اندازه و شکل سینه، باسن، ران و هیکلت می گذشت چی؟ باز هم از مدارا می گفتی؟ باز هم دم از ضعف در... ادامه ...
Permalink
|
| |
شنبه ۴ آذر ۸۵ |
|
 |
|
دقت کرده اید به اعتماد به نفس وحشتناک بالا، رفتار و نگاه از بالا و قطعیتی که در لحن و صحبت ها و رفتارهای افراد مذهبی وابسته به حکومت یا حتا غیر وابسته به حکومت وجود دارد؟ در سمینار "... ادامه ...
Permalink
|
| |
پنجشنبه ۲ آذر ۸۵ |
|
 |
|
چشم هایش را برای همیشه بست... رفیق چندین و چند ساله هم بودیم. از روزهای شاد دبیرستان... درد می کشید، زیاد. این اواخر یکی دوبار ته دل با خودم زمزمه کرده بودم که کاش تمام شود، راحت شود، زودتر برسد... ادامه ...
Permalink
|
|
 |