 |
| |
دوشنبه ۳۰ مهر ۸۶ |
|
 |
|
مقایسه کردن...به رخ کشید دیگران...که چی حالا؟ که چی؟...... ادامه ...
Permalink
|
| |
دوشنبه ۳۰ مهر ۸۶ |
|
 |
|
مقایسه کردن...به رخ کشیدن دیگران...که چی حالا؟ که چی؟...... ادامه ...
Permalink
|
| |
جمعه ۲۰ مهر ۸۶ |
|
 |
|
این خشمی که مدام قورتش می دهم، دیر یا زود فوران می کند...... ادامه ...
Permalink
|
| |
یکشنبه ۱۵ مهر ۸۶ |
|
 |
|
من آن دوستی کسالت بار میان مان را نمی خواهم -دوستی میان دست ومسواک- که هر روز با او همآغوشی می کند بی آنکه رنگش را به خاطر داشته باشد! « غاده السمان»... ادامه ...
Permalink
|
| |
چهارشنبه ۱۱ مهر ۸۶ |
|
 |
|
یک نفر هر صبح حوله لباسی سفید گرم و نرم بر تن، جلو آینه قدی کمد لباس می ایستد و مو شانه می کند... هر صبح برس ناگهان از حرکت می ایستد...گاهی جلو سر، گاهی وسط، گاهی پشت سر....معلق می... ادامه ...
Permalink
|
|
 |